سَ سَ سَ لام

یه عصر تابستونی بود . من در اتاقم نشسته و مشغول لپتاپم بودم .

زنگ خونه رُ زدن .

(من پشت آیفون) : کیه ؟ کیه ؟ بفرمایید.

جوابی نمی‌شنوم ، برمی‌گردم توی اتاقم . 30 ثانیه بعد دوباره صدای زنگ می‌یاد .

(من پشت آیفون) : کیه ؟ کیه ؟ آقا چرا صحبت نمی‌کنی ؟

به اتاقم برمی‌گردم ، اما از پنجره به کوچه نگاه می‌کنم . پسر بچه‌ای 5 ساله را می‌بینم که پاورچین پاورچین به سمت زنگ می‌آید و آن را می‌زند و با خنده‌ای از ته دل به سمتی می‌دود.

سرم را از پنجره بیرون می‌کنم و برایش دست تکان می‌دهم و می‌گویم : سَلام ( استرس بر روی بخش اول) .

هاج و واج اطراف را نگاه می‌کند. بشکنی برایش می‌زنم و می‌گویم :"من اینجام"

مرا می‌بیند و با چهره‌ای ترسان می‌گوید :سَ سَ سَ لام و جیغ زنان با بیشترین سرعتی که می‌تواند به سمت خانه‌یشان می‌دود.

خنده‌ی تلخی بر روی لبانم می‌آید و تمام خاطرات بچگی و تمامی زنگ‌هایی که زدیم و فرار کردیم در خاطرم می‌آیند .

من پنج ساله که بودم بزرگترین دغدغه‌ی زندگیم این بود یه ماشین کنترلی شارژی داشته باشم ، همش شاد بودم و همش می‌خندیدم.

می‌دونید زندگی خیلی زشته ، اولش که به دنیا میای بچه‌ای ، خوشی ، ساده‌ای آدم بزرگ نیستی بعدش بزرگ میشی ، افسرده میشی ، همه چیز جدی میشه .

رنگ : آبی آسمانی .

/ 4 نظر / 59 بازدید
h@di

«زندگی خیلی زشته ، اولش که به دنیا میای بچه‌ای ، خوشی ، ساده‌ای آدم بزرگ نیستی بعدش بزرگ میشی ، افسرده میشی ، همه چیز جدی میشه .» :-<

Bahar

خب آره . آدم وقتی بزرگ میشه خیلی چیزای بیشتریو نسبت ب قبل تر ها میبینه و میفهمه ک شاید گاهی همین ها عامل بد شدن حالش میشن. گاهی باید بچه بود... گاهی باید ندید... گاهی باید نفهمید... +با رنگ آمیزی پست ها درگیرم من!:دی خب این پستو مثلا من طوسی میبینم! عاخه آبی آسمانی؟ این رنگ واسه من نماد آرامشه فقط!

هستی

منم کیف ِ چرخدار و لپ لپ دلم میخواست و نداشتمشون. و هیجاناتی که بهشون نرسیدم. بریم دزدی ولی چیزی ندزدیم