من از یادت نمی‌کاهم

هشت روزی که گذشت خیلی عجیب بودند ،مثلِ فیلم هایی که هرکدامشان موضوعی متفاوت دارد ولی کرکتر اول همه‌ی شان "سیاوش" بود.

مثلا دوشنبه اش با سدریک ویلانیِ فیلدز مدالیست شروع شد ، به نماشگاه کتاب رسید ، دکتر ، داروخانه ، ترمینال و خوابگاه ، یا پنجشنبه اش با بیدار شدن آن هم 20 دقیقه قبل از شزوع میانترم ، میانترم و باز هم نمایشگاه کتاب ، دوستان جدید ، کافه ، تیاتر ، بارون بهاری و خوابگاه .

__________________________________________________________________

روز‌های پیشِ رو خیلی خیلی مهم هستند ، چند روز پیش داشتم دنبال کپشن‌ای در مورد بهار برای یکی از عکس‌هایم میگشتم که به جمله‌ی “Spring is the time of plans and projects.”  از تولستوی رسیدم .

واقعا حرف درستیه چون توی چند روز آینده اتفاق‌ها و تصمیم های مهمی باید گرفته بشن .

واسم آرزو کنید اون چیزی که خوبِ اتفاق بیوفته .

__________________________________________________________________

بدترین اتفاق این روزا کم کم شیرین شدن گوجه سبز هاست ، ما را در غم خود شریک بدانید.

رنگ : ترکیبی از بنفش و سبز و نارنجی

پیشنهاد : شهر من بخندِ پالت عزیز دل

 

/ 5 نظر / 19 بازدید
h@di

هی امسال همه از نمایشگاه گفتن، منم دلم خواست خب :-< ان شاء الله اون چیزی که خوب ه اتفاق می‌افته :-" به شکل عجیبی گوجه‌سبز شیرین بیشتر دوست دارم. ضمن این که شیرین‌ها درشت‌تر اند، نسبت «کل به هسته‌»شون بزرگتر ه :دی بعله! + لینک بده سیاوش. پیکوفایل را گذاشتند برا این طور مواقع...

قلی

سبز و نارنجی...چقدر جالب...پست رنگی!ایده ی نویی است و ممنونم که از دوتارنگ موردعلاقه ی من نام بردی[لبخند] اینقدر آدم پستای خاکستری و سیاه می بینه که باورش نمی شه هنوز آدم نارنجی و سبز پیدا بشه.و بنفش.به به.

h@di

نه بابا این چه حرفی ه :دی ایشاللا سال دیگه... پ ن پ... مثلاً لینک گوجه‌سبزا را نگفتم که :/ :-" @ پست بعدیه: این جور کارا دردسر داره قبول، ولی به‌نظرم باید قبول می‌کردی...

امیر

دلم برای بهار ، نمایشگاه کتاب و یه تاتر خوب تنگ شده. دلم برای یه کتاب خوب ، یک دوست ، یک چای دو نفره دلم خیلی تنگ شده . . .

امیر

دلم برای بهار ، نمایشگاه کتاب و یه تاتر خوب تنگ شده. دلم برای یه کتاب خوب ، یک دوست ، یک چای دو نفره دلم خیلی تنگ شده . . .